|
افکار پریشانم | |||||||||||||||||||||||||||||
|
سال نو و بهار نو رو از صمیم قلبم تبریک میگم.
سال ۹۱ زیبایی داشته باشین [ دوشنبه 1390/12/29 ] [ 20:32 ] [ Adele ]
گاهي دانه هاي برف بر دستان لطيف دختر بچه اي كه در اين سرمای لذت بخش شب های زمستان براي گذراندن اوقات فراغت خود به قدم زدن در حیاط مدرسه اش مشغول است قرار مي گيرد و به زمزمه هاي آتشين او گوش مي سپارد كه همچو لالايي اي سرشار از عطوفت براي اوست و او همچو عروسكي در دستش به چشمان دخترک خيره مي شود و سپس چشمانش را مي بندد و آهسته به خواب مي رود. در اين خواب شيرين کم کم با گرما و حرارت دستان مهربان دخترك براي هميشه با شب های زمستان وداع مي كند و خود را همچو خاكستري كه از احتراق به وجود مي آيد در حرارت دستان دخترک بر جاي مي گذارد. مصاحبت هایی دل انگيز در شب هاي سرد و زيباي زمستان در کلبه هایی که با بخاری هیزمی گرما را در خود جای داده اند جاری است كه البته اين هم نشيني ها كم از شب هاي گرم و طاقت فرساي تابستان كه نگرش درباره ي آن ها در اين شب هاي زيبا بسيار لذت بخش است و گاه ياد خود را در دل انسان ها تحریک می کنند. [ شنبه 1390/11/22 ] [ 17:23 ] [ Adele ]
و اما کارنامه هم که گرفتم... یه خورده انتظاره بیشتری داشتم... ولی نسبت به پارسال بهتر بود... [ چهارشنبه 1390/11/12 ] [ 14:30 ] [ Adele ]
شیرین لبی شیرین تبار
مه پاره ای بی بند و بار
هم کرده یاران را ملول
مجموع مهرویان کنار
زلفت چو افشان می کنی
یاران هوار ، مردم هوار
از دست این دیوانه یار
می می زنم ، می می زنم ، جام پیاپی می زنم
کندوی جامت را بیار
تا جان فزاید کام تو ۹۰/۱۰/۲ [ جمعه 1390/10/02 ] [ 17:57 ] [ Adele ]
صدای بر زمین چکیدن گل های پرعطر و بو و پرپر شده از بوستان قلب آسمان تمام روح و احساس مرا به سوی خود جلب می کند. شیرینی طعم زیبای لب های برف که بر درختان بوسه می زند لب های درختان را نیز خوش طعم می کند و بر کنج گونه ی درختان به آرامی می نشیند و با حریر سپید جامه ی خود بدن تنومند درخت را نیز سپید می کند. هنگامی که در میان وزش بادهای نیرومند در امتداد مسیر قدم هایم مروارید های سپید در اطرافم رقصان می شوند و بر شانه هایم می نشینند من را نیز با رنگ زیبای زمستان در می آمیزند. حال دیگر نفس ها و روح لطیفم زمستانی می شود و با آن یک رنگ می شود. 1390/9/12 [ شنبه 1390/09/12 ] [ 19:53 ] [ Adele ]
باز نسيم هاي مهربان , باز فرش هاي سپيد آسمان و باز آن سكوت دل نشيني كه رايحه ي دل انگيز پاييزي را به ياد من مي اورد, همه در اين سرود زيباي پاييزي شركت دارند و هر يك با وجود خود اين سرود را زيباتر مي نمايند. مخمل سبز زمين در ميان نسيم ها به آرامي تكان مي خورد و بر اطراف خود گرده افشاني مي كند. بر بالاي قله ايستاده ام و دستانم را به دست نسيم مي دهم كه با دستان مهربان او گرم مي شود. به اطرافم مي نگرم كه اين زيبايي هاي خلقت مرا به وجد مي اورد و دلم را به انان مي سپارم. در دوردست ها دريا آرام و زيباست اندكي نزديك تر جنگل هاي انبوه و پهناور كه مرز بين كوه ها و دريا را پوشش مي دهند بسيار شورانگيز است . فرش هاي سپيد فلك در زير پاهايم حركت مي كنند و گاهگاهي چهره ي دوردست هارا نمايان مي سازند. آسمان فرش زيباييست كاش پاره اي از آن گل هاي سرخ و نيلي اش بودم.
واااي چه خوش گذشت امروز , هيچ وقت فراموشش نمي كنم یه وقت پایین پایینا نرین [ جمعه 1390/07/22 ] [ 19:12 ] [ Adele ]
با هر نفسم نبض نفس هايم را اميدوارتر و استوار تر مي سازم. با هر تپش قلبم تپش زودگذز زمان را ميبينم و سوار بر قايق افكارم بر موج هاي آرام و لطيف زمان گذر مي كنم و از خلقت كاعنات پند ميگيرم كه خالق تمام هستي اين لحظه لحظه ها را براي انديشيدن به چگونگي حضور و استفاده ي درست آن مشخص كرده است كه دريابيم هستي را براي ما پديد اورده است. . . . سلام به همه با اینکه تازه دو ماه از اغاز سال تحصیلی جدید میگذره اما درس ها همچنان زیاد و وقت گیرند امسال به گونه ای دیگه میخوام درسامو بخونم دوستون دارم فعلا... [ شنبه 1390/07/16 ] [ 23:37 ] [ Adele ]
آن سوي ديوار هاي نوميدي سرم به شانه ي بانوي مهربان نسيم به سوي دامنه ي دوردست مي رفتيم. به زير چادر ابر چراغ باران, در كوچه باغ جان , روشن! در آستان سحر فضاي دهكده همرنگ نيمه شب, تاري, نديده بودم ابري بدان گرانباري! هزار خيمه به هم پرده پرده پيوسته, به چارسوي افق ره به روشني بسته, نبود روزني از طاق آسمان روشن! سحر, وليكن فرهادوار, مي كوشيد ز بيستون سياهي برون كشد خورشيد! به روي قله دور, صداي تيشه ي فرهاد بود, تيشه ي نور, به كوه ابر گرانبار و ضربه ها كاري كه ناگهان شد شير سپيده دم جاري شكافت سينه ي كوه, دريد چادر ابر, دميد چهره ي مهر, افق, طلايي, تاج سپيد, گلناري شد از شكستن شب چهره ي جهان روشن. من و نسيم به سوي سپيده مي رفتيم. پرندگان سحر خوان, سرود مي خواندند. جوانه ها نفس نرم روشنايي را دورد مي گفتند به روي دامنه ها, جاي جاي تا لب رود زمين, ز پرتو گل هاي ارغوان روشن! من از لطافت صبح من از طراوت نور من از نوازش آن مهربان, چنان سرمست; كه گاه, در همه افاق مي گشودم بال كه مست, بر همه افلاك مي فشاندم دست چو بوي صبح, همه روزن روان روشن! نسيم را گفتم: (( اگر حقيقت خورشيد را حجابي هست هميشه در پس هر ابر, آفتابي هست هميشه, آن سوي ديوار هاي نوميدي اميد هست و, افق هاي بيكران روشن!)) [ پنجشنبه 1390/07/14 ] [ 19:0 ] [ Adele ]
در ميان گذر بادهاي دل گشاي پاييزي و بر زمين افتادن برگ هاي زيباي درختان روحيه اي سرشار از طراوت و تازگي به من مي دهد. فصل برگريزان زيبايي را به پاييز هديه مي كند و جلوه ي او را آراسته مي كند. با صداي خش خش برگ ها پاييز صداي وجود خود را پديدار مي كند. خورشيد پشت ابر ها غايم مي شود و ديگر سوسوي وجود خود را به جهانيان نشان نمي دهد. ابرها دور هم جمع مي شوند و در دل آسمان به دنبال هم مي دوند. در كنار اين نماي زيباي طبيعت در فصل پاييز لحظه هايم را با آواي صداي پرندگان پشت سر مي گذارم. 1390/7/7 [ پنجشنبه 1390/07/07 ] [ 22:13 ] [ Adele ]
متن لحظه های با تو بودن را در برگه های دفتر سرنوشتم با خودکار می نویسم . سایبان نگاه مهربانت را در نگاه خود میبینم. محضر روح جاودانه ات روح مرا با خود سازگار می کند. و هر نفس تو نفس تازه ی مرا جاری می کند. در نفس های سرد شب در کنار موج های سپید دریا نگاهم را به چشمان زیبای تو می دوزم و برق نگاهت را در چشمان خود نمایان می کنم . دستانم را بر گونه های لطیف تو میکشم و با بوسه ام رنگ سرخش را تازه میکنم تا چهره ات را با بوسه هایم گل باران کنم و به گلزار چهره زیبایت گل هایی همچو خوشبو و خوش طراوت هدیه کنم . نفس هایت را آهنگ دلنشین لحظه هایم میدانم که هر لحظه خوش صداتر از لحظه ی دیگر برای من مینوازد.
۱۳۹۰/۶/۳۰
[ دوشنبه 1390/06/28 ] [ 15:3 ] [ Adele ]
سرمه ی چشمان زیبای شب آسمان سرمه ی مشکی بر چشمان خویش کشیده است. غرش ابرها و صدای چکیدن نم نم باران بر خاک و گل ها روحیه ای سرشار از تازگی به من می دهد. نسیم نغمه خوانان بر کنار گوشم می رقصد. و در اوج لطافت زیبایی را بر نگاهم چیره می کند. آواز های دسته جمعی پرندگان به روحم الهام می بخشند. گل زیبای آفتابگردان چشمانش را بسته است و نگاه خود را بر زمین خیره کرده است. برگ های درختان کف می زنند و سرود شبانه را به خوبی همراه می کنند. گلیمی سبز بر زمین پهن است و نقش های آن با رنگ های دل ربا مرا به وجد می آورد . [ چهارشنبه 1390/06/23 ] [ 2:7 ] [ Adele ]
پرده ی اتاقم به آرامی می رقصد نگاه مرا به سوی خود نزدیک می کند و اسمان پر از ستاره را نشانم می دهد که با برق نگاه خود ذهنم را به دوردست ها می برد. مهتاب سیگمون است وچهره ی افکارم را بر خود می نگارد افکاری که به فردایی روشن دست پیدا خواهند کرد و بزرگی خود را به خوبی می نمایند. هنگام صبح است از نور مهرانگیز ماه تابان کاسته می شود و با گروه ستارگان آسمانم حداحافظی می کنم. آسمان کم کم چهره ی خود را دگرگون می کند و چهره ی جذاب خورشید به شهر لبخند می زند. لکه هایی سپید در آسمان ردپا هایی می گذارند و بدن گسترده ی او را پوشش می دهند. نسیم همچنان چهره ی لطیف گیاهان را نوازش می کند و شبنم بر لبان گل های باغچه نمایان می شود. ۱۳۹۰/۶/۱۸ [ جمعه 1390/06/18 ] [ 6:19 ] [ Adele ]
سکوت شب در این هیاهو و سکوت بی همتای شب و سوسوی ماه تابان . در این تاریکیه آسمان برگه های افکارم را ورق می زنم و به تپش قلب لحظه لحظه های این جهان گوش می سپارم . بر اتفاقات درون خود هشیارم و احساسات و رویداد های تازه را در خود احساس می کنم. احساساتی که در سکوت هر شبم با من همراه است . به سکوت شب گوش می سپارم و تک ستاره ی آسمان شبم که در هر شب بر آسمان زیبا نمایان می شود را می بینم و به چهره ی شفاف آن چشمک می زنم. ۹۰/۶/۱۲ [ شنبه 1390/06/12 ] [ 22:55 ] [ Adele ]
دریا به سویش میروم و با گام های خود به او نزدیک می شوم و چشمانم را به سوی رنگ زلال و نیلگونش می گشایم و چهره ی لطیف آن را احساس میکنم . موج های سپید دریا نگاه مرا به سوی زیبایی های آن جلب می کند. پلک هایم را می بندم و با صدای زیبای موج های دریا آرامش وصف ناپذیری پیدا میکنم و افکارم را زیرو رو میکنم به دوردست ها می اندیشم و سرنوشت های پنهان شده را برای خود مرور میکنم و قصه های دل نواز دنیا را با روحیات خویش همراه میکنم . به افق دریا می نگرم و پرنده های زیبا را می بینم که با هم صمیمی و بسیار با نشاط در بالای موج های خروشان دریا پرهای خود را بر هم می زنند و من کنجکاوانه مسیر پرواز ان ها را دنبال میکنم و حس دل انگیزی پیدا میکنم . نسیم را می نگرم که با دستان مهربان خود چهره ی شاد و دل گشای دریا را نوازش می کند و مهر و محبت خویش را به او ابراز می کند. و نیز خدا را می بینم که زیبایی تمام زیبایی ها از آغاز تا پایان از او بوده است. [ شنبه 1390/06/05 ] [ 5:22 ] [ Adele ]
دلا در عشق تو صد دفترستم که صد دفتر ز کونين ازبرست منم آن بلبل گل ناشکفته که آذر در ته خاکسترستم دلم سوجه ز غصه وربريجه جفاي دوست را خواهان ترستم مو آن عودم ميان آتشستان که اين نه آسمانها مجمرستم شد از نيل غم و ماتم دلم خون بچهره خوشتر از نيلوفرستم درين آلاله در کويش چو گلخن بداغ دل چو سوزان اخگرستم نه زورستم که با دشمن ستيزم نه بهر دوستان سيم و زرستم ز دوران گرچه پر بي جام عيشم ولي بي دوست خونين ساغرستم چرم دايم درين مرز و درين کشت که مرغ خوگر باغ و برستم منم طاهر که از عشق نکويان دلي لبريز خون اندر برستم
[ چهارشنبه 1390/05/26 ] [ 16:16 ] [ Adele ]
فرشته موجودی غیر مادی و آسمانی است که دستور های خداوند را اجرا می کند. در بیش تر دین ها فرشتگان رابط میان خدا و جهان مادی هستند. برای آن ها درجه هایی قایل شده اند و در نتیجه با توجه به مقام و منزلتشان نام های مخصوصی پیدا کرده اند. فرشتگان وظیفه های گوناگونی دارند. عده ای مامور بهشت اند و برخی مامور دوزخ و عده ای هم پیام آور وحی هستند. آنان در کارهای این جهان هم وظیفه های گوناگونی دارند. به باور مسلمانان دو فرشته همیشه همراه انسان هستند که کارهای نیک و بد او را یادداشت میکنن. یکی از آن ها در سمت چپ او قرار دارد که کارهای بد را می نویسد و دیگری در سمت راست است و کارهای خوب را یادداشت میکند. به این دو فرشته در قرآن کریم الکاتبین گفته میشود که به معنی دو نویسنده بزرگوار است.
[ پنجشنبه 1390/05/20 ] [ 12:28 ] [ Adele ]
سلام به آن که قلبم را به نامش کردم
ای خالق تمام زیبایی ها می دانی که تمام وجود من مال توست می دانی که همین دیشب بود که تو را در تمام وجودم به زیبایی احساس کردم و تورا تنها صاحب قلب کوچکم دانستم خدایا می دانی که دیشب چجوری عشقم را به تو وانمود کردم دیدی که باران چشمم فقط برای به باریدن آغاز کرد. دیدی که ایمانم را یک باغ کردم و با رفتار ها و اخلاق های شایسته گل های زیبا را در آن پرورش دادم. خالق من تو اول و آخر وجود منی
سلام بچه ها امیدوارم سرحال و شاد باشین من از دیشب تا حالا خیلی فرق کردم رابطم با خدا خیلی عوض شده دیشب به خودم اومدم و دیدم فقط خداست که میتونه در قلب ادما باشه و همینم هست از دیشب تا حالا واقعا با عشق و ایمان نماز میخونم و روزه میگیرم ولی فکر میکنم اگه آدم قلبش به خدا نزدیک باشه و ایمان داشته باشه از همه چیز بهتره حالا میخواد نماز نخونه و روزه نگیره. منا خیلی دوست دارم همیشه سالم و سلامت و شاد باشید [ یکشنبه 1390/05/16 ] [ 2:18 ] [ Adele ]
دلی دارم خریداره محبت کز او گرم است بازار محبت
لباسی بافتم بر قامت دل زپود محنت و تار محبت [ دوشنبه 1390/05/10 ] [ 14:1 ] [ Adele ]
۱.چمن آرا
۲.گل آور ۳.جان پرور ۴.گرما خیز ۵.اتش بیشه ۶.جهان بخش ۷.دژ خوی ۸.باران ریز ۹.اندوه خیز ۱۰.سرما ده ۱۱.برف آزر ۱۲.مشکین فام [ چهارشنبه 1390/05/05 ] [ 5:19 ] [ Adele ]
کرگدن جوان، تنهایی توی جنگل می رفت…
|
|||||||||||||||||||||||||||||
| سیاره | نام لاتین | ریشه ی نام لاتین |
| عطارد |
mercury |
خدای رومی بازرگانان و مسافران |
| زهره | venus | الهه ی رومی عشق |
| مریخ | mars | خدای رومی جنگ |
| مشتری | jupiter | خدای خدایان روم |
| زحل | saturn | خدای رومی دانه و کشاورزی |
| اورانوس | uranus | خدای یونانی آسمان |
| نپتون | neptone | خدای رومی دریا |
| پلوتو | pluto | خدای رومی بردگان |